بی تو

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمی شود داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی شود
دیده عقل مست تو ، چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو، بی تو بسر نمی شود
جان ز تو جوش می کند، دل ز تو نوش می کند عقل خروش می کند، بی تو بسر نمی شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بی تو بسر نمی شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی آب زلال من تویی بی تو بسر نمی شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی آن منی کجا روی، بی تو بسر نمی شود
دل بنهند بر کنی توبه کنند بشکنی این همه خود تو می کنی بی تو بسر نمی شود
بی تو اگر بسر شدی زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی بی تو بسر نمی شود
بی تو نه زندگی خوشم، بی تو نه مردگی خوشم سر زغم تو چون کشم، بی تو بسر نمی شود

چرا؟

و اما من گله مندم از بسیاری از اطرافیان

آنانکه که باید نوازشمان کنند، ما را از خود می رانند

آنان که باید به حرفمان گوش دهند، از ما روی بر می گردانند

آنان که باید به ما یاد دهند، نادانمان می خوانند

آنان که باید با ما باشند، تنهایمان می گذارند

آنان که باید حمایتمان کنند، به دست دشمنانمان می سپارند

آنان که باید راه را به ما بشناسند، ما را به چاه رهنمون می شوند

آنان که بیایند و با هم فریاد بکشیم، به سکوتمان می خوانند

و آنان که باید عشق و محبت و دوستی را در دلمان بیارایند، نفرت و زشتی را جلوه می دهند

 

و اما من، با همه ی  سکوتم بر سرشان فریاد خواهم زد، با همه ی  دشمنانم به جنگ دوستیشان خواهم رفت، با همه ی  گمراهیم راه را به آنان نشان خواهم داد، با همه ی  بی منطقیم به گفتگو خواهم

نشست، بر سر نداشته هایم به قمار خواهم پرداخت و هر آنچه را داشته ام خواهم برد

 

به افاقه و درد همنشینم کردی         بی خویش و تبار و بی قرینم کردی

این مرتبه ی  مقربان در توست       آخر به چه خدمت این چنینم کردی

 

شکوائیه ای بود از دوست عزیزم آقا محسن مطیعی فر در ایامی که نمی دونم به کامش بوده یا نه!

مناجات

الهی!
بنده را از سه آفت نگاهدار:
از وساوس شیطانی٬
از هوای نفسانی٬
از غرور نادانی.

الهی!
تو به رحمت خویشی٬
و ما بر حاجت خویش
تو توانگری و ما درویشیم

الهی!
به بهشت و حور چه نازم؟
مرا دیده ای ده که از هر نظری بهشتی سازم.

الهی!
به حرمت آن نام که تو خوانی
وبه حرمت آن صفت که تو چنانی
دریاب که می توانی.

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

سلام دوستان. عاشورا اومد و رفت ونمی دونم بازهم قسمت بشه سال بعد نوکری آقام اباالفضل رو بکنم یا نه. طاقت ندارم از محرم بنویسم ولی بابام صبح عاشورا دو بیت رجز برام گفت که اونا رو می ذارم:

ییخمیشام من اوزومی ای شه عالم قاپوا              افتخاریمدی نه مدتی غلامم قاپوا

*****************
دردمندانی قاپومدان یولا بوش سالمامیشام              بی جهت باب الحوائج لقبین آلمامیشام

چند تا رجز دیگه هم هست که می گفت:

محمله باشیمی ویرام گله لبیک حسین          باش یاران شیعه لره یو لاریم هموار السون

*****************
ای حسین عاشیقی ای تعزیه دار شهدا                دولانوم باشوه بات قانوه ویر باشه یارا
بو صفتله گوتورور عکسوی عکاس قضا          سنه اول عکس نتیجه ورجک روز جزا

*****************
باشوی کاغذ ایدوب خنجر برانی قلم             قیل حسین عشقینه باشونده عزا نقشی رقم
ویر نشان قبریده اول نقشی نکیرینه نشان       سویله فخریله حسینون باشی داغلی غولیام

*****************
دور نظامیله اله خنجر برانوی آل               بیله فرض ایله همان گوندی کفن بوینوا سال
فاطمه اوغلونا خدمت ایله تا واردی مجال              بلش اوز قانوا یولا شه عطشانه سلام

صلی الله علیک یا اباعبالله

آب و آتش

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم

باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می‌کشم

نوا

چه خوش است حالی مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آن که مرغی، زقفس پریده باشد

 

پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند

چه رها، چه بسته مرغی که پرش بریده باشد!

 

----------------------------------------------------------------

 

کجاست آنکه شناسد غم نهان ما را

در این دیار نداند کسی زبان ما را

 

----------------------------------------------------------------

 

از بوسه ی  نسیم نمی لرزد این برگ خشک٬ تشنه طوفان است

 

شور

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم

قد برافراز که از سرو کنی آزادم

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را

یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس

تا به خاک در آصف نرسد فریادم

صادق از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که دربند توام آزادم

جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال

شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

بدار یک نفس ای قائد این زمام جمال

که دیده سیر نمی​گردد از نظر به جمال

حیات

وقتی خفافیشی چند را با حربا خصومت افتاد...مشاجرت از جد به در رفت. خفافیش اتفاق کردند که چون غسق شب در مقعر فلک مستطیر شود، ایشان جمع شوند و قصد حربا کنند و حربا را اسیر گردانند تا به مراد دل سیاستی بر وی برانند و انتقامی بکشند. چون وقت فرصت به آخر گشت، به درآمدند و حربای مسکین را به تعاون و تعاضد یکدیگر در کاشانه ی  ادبار خود کشیدند و آن شب محبوس بداشتند. بامداد گفتند که این حربا را طریق تعذیب چیست؟ همه اتفاق کردند بر قتل او؛ پس مشاورت کردند با یکدیگر بر کیفیت قتل. دل ایشان بر آن قرار گرفت که هیچ بتر از مشاهدت آفتاب نیست، البته عذابی صعب تر از مجاورت خورشید ندانستند، قیاس بر حال خویش کردند و او را به مطالعت آفتاب تهدید می کردند و او از خدای خود آن خواست. مسکین آرزوی این نوع قتل می کرد

اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی              و مماتی فی حیاتی و حیاتی فی مماتی

چون آفتاب برآمد، او را از خانه ی  نحوست خود به در انداختند تا به شعاع آفتاب معذب شود و آن تعذیب احیای او بود "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون   فرحین بما اتهم الله من فضله" اگر خفافیش بدانستندی که چه احسان در حق حربا کردند، همانا در غضب بمردندی.

چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم            نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم

 

حربا : آفتاب پرست

خفافیش : جمع خفاش

چون غسق شب در مقعر فلک مستطیر شود : نیمه شب شود

نفس

بعد از ایام امتحانات و مسافرت می خوام چند تا چیز قشنگ بذارم :

دو چیز را فراموش نکن

                        خدا را و مرگ را

دو چیز را فراموش کن

                        کسی که به تو بدی کرده، و کسی که تو در حقش خوبی کرده ای

چهار چیز را نگهدار

                        در مجلسی که وارد شدی «زبان»  را

                        در سفره ای که نشستی «شکم» را

                        در خانه ای که وارد شدی «چشم» را

                        در نماز که ایستاده ای «دل» را

 

خدا ما رو دوست داره٬ یه بار شعر لطف حق پروین اعتصامی رو بخونین!

عید غدیر، عید الله الاکبر مبارک باد

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و الائمه علیهم السلام

 

فراز هایی از خطبه ی غدیر

 

ایشان پس از حمد و ستایش خدای یکتا فرمودند: جبرئیل علیه السلام سه بار بر من نازل شد و سلام پروردگار را به من ابلاغ نمود و مرا مأمور ساخت که در این محل بایستم و آنچه را خداوند به من وحی کرده به شما ابلاغ نمایم...

ای مردم! من مأمورم تا بر هر سفید و سیاه اعلام کنم علی بن ابیطالب برادر من، وصی من و جانشین و امام بعد از من است و مقام او نسبت به من همانند مقام هارون نسبت به موسی است. جز آنکه پیغمبری بعد از من نخواهد آمد و او بعد از من رسول و پیشوا  بر شماست و این فرمان را خداوند تبارک و تعالی صادر فرموده است...

ای مردم! این آیه از کتاب خداست «جز این نیست که ولی شما خدا و رسول او هستند و همچنین آنان که ایمان آودند و اقامه ی نماز می نمایند ودر حال رکوع زکات می دهند» و علی بن ابی طالب تنها کسی است که در حال رکوع زکات داد و او در هر حال رضا پروردگار خود را می جوید...

ای مردم! محروم از رحمت حق است کسی که با او مخالفت کند،  مشمول رحمت پروردگار است کسی که از او پیروی نماید و مومن است کسی که او را با این سِمَت تصدیق نماید...

ای مردم! علی را بزرگ شمارید که خداوند او را فضیلت داده و به او روی آورید که خداوند او را به خلافت منصوب نموده است...

ای مردم! علی پیشوای شما از طرف خداست و خداوند هرگز نمی پذیرد عذر کسی را که منکر پیشوایی او باشد و چنین شخصی آمرزیده نخواهد شد...

ای مردم! بترسید از اینکه مخالفت با علی کنید که در این صورت به آتشی که هیزم آن سنگ و اندام گنه کاران باشد خواهید افتاد این آتشی است که برای کافران مهیا شده است. آگاه باشید که جبرئیل از جانب پروردگار به من خبر داده که خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر که علی را دشمن بدارد و پیشوایی او ارا قبول ننماید لعنت و غضب من بر او باد. پس باید هر کس بنگرد برای فردای قیامت چه فرستاده است...

ای مردم!  علی در کنار خدا و طرفداران حق است و خداوند در کتاب خود فرموده: متمردین(کسانی که از حق روی گردانی کردند) هنگام مرگ حسرت و اندوه می برند که چرا از طرفدار حق  دوری کرده اند...

سپس بازوی علی علیه السلام را گرفت و بلند نمود و به حدی بالا برد که پاهای حضرت علی علیه السلام مقابل زانوی پیغمبر قرار گرفت وفرمود:

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله... »

 

و در آخر خطبه از همگی مسلمانان تعهد گرفت که جریان غدیر خم را به کسانی که در این جمع نبودند ابلاغ کنند..